اعتیاد در خانواده و تاثیر آن بر والدین و فرزندان یکی از فعالیتهای دانشجویی است که امید وارم مورد استفاده علاقمندان قرار گیرد - با تشکر ریاحی

مواد مخدر در خانواده و تأثير آن بر والدين و فرزندان ديگر

مقدمه

مشكل مصرف موادمخدر تأثيري عميق بر تمام اعضاي خانواده دارد. مادران و پدران، برادران و خواهران در گردابي اسير مي شوند كه مسائل ناشي از مصرف موادمخدر آنها را به وجود مي آورد. علاوه بر اين، هنگامي كه موادمخدر وارد كانون خانواده مي شود، خطري فرزندان را تهديد به مصرف موادمخدر مي كند و مشكلي ديگر به خانواده اضافه مي شود. اين مطالعه مشكلاتي را در نظر گرفته است كه خانواده با آن در برابر تلاش براي واكنش و جنگيدن با تغييراتي كه موادمخدر بر دختران و پسران، خواهران و برادران خانواده گذاشته است، مواجه مي شوند.

اين تحقيق در Greater Glasgon انجام گرفت  و 65 مصاحبه ي تحقيقاتي با مصرف كنندگان موادمخدر و در صورت امكان با والدين و برادران و خواهران كوچكتر آنها صورت پذيرفت. علاوه براين، 10 مصاحبه با كسانيكه محل كار آنها مستقيم يا غيرمستقيم با مصرف كنندگان موادمخدر و خانواده ي آنها در ارتباط است انجام گرفت.

 

 

بررسي مصرف موادمخدر توسط يكي از اعضاي خانواده

خانواده ها تقريبا همگي در مقابل اين مسئله در مورد فرزندانشان دچار بي نظمي و اغتشاش مي شوند. براي بسياري از آنها و نه همه ي آنها، اتفاق بسيار مهمي بوده كه كاملاً براي هميشه خانواده را تغيير داده است.

معمولاً، واكنش خانواده در برابر اين اتفاق همراه با سرگرداني و ترس فراوان و اغلب در يك زمينه ي سادگي عميق در برابر موادمخدر، تأثيرات و نتايج آن بود. مشخصه ي تمام خانواده هاي مصاحبه شده انگيزه اي بود براي دربرداشتن اين مشكل در بطن خانواده و حل آن بدون مراجعه به آژانس هاي خارجي. بسياري از والدين با مشاور گروهي خود براي كمك و مشاوره مشورت مي كردند. اغلب شرم از داشتن فرزندي معتاد به موادمخدر بيشتر اين انگيزه براي در برداشتن اين مشكل را به وجود مي آورد. دراين مرحله تمركز خانواده بر فرزند معتاد به مواد مخدر بود، نه در واقع تأثيري كه اين مشكل بر خانواده داشته است.

 

اثر مصرف موادمخدر بر خانواده

استفاده ي مشكل ساز موادمخدر توسط يكي از اعضاي خانواده تأثير محتمل و شاخص بسياري بر پويايي و دوام خانواده دارد. خانواده ها به طور روزمره، اضطراب، تنش و ناراحتي خود را به عنوان نتيجه اي از سعي براي حفظ عضو خانواده از خطرات و مضرات ناشي از موادمخدر و محدودكردن خطر ناشي از رفتار آنها در برابر اعضاي ديگر خانواده نشان مي دهند. والدين و فرزندان آنها اغلب نارضايتي تلخ و مخربي در برابر اتنخاب مناسب ترين واكنش در برابر فرزند معتاد به موادمخدر نشان مي دهند. كشمكش مداوم بين اينكه آيا كمكي صورت مي گيرد يا خير و اين كمك تا چه اندازه و به چه روشي باشد در ميان اعضاي خانواده اضطراب فراواني به وجود مي آورد. تمام عناصر ضربات روحي خانواده در وجود پدري خانواده اي مشاهده شد كه در يك زمان هر دو پسرش درگير موادمخدر شده بودند.

تمايل يكي از اعضاي خانواده براي مصرف موادمخدر كه به جلب نظر والدين و محوري شدن آن فرزند مي شود، نتيجه در عدم تعادل در توجه و منابع موجود براي فرزندان ديگر آنها دارد. مصاحبه ها با برادران و خواهران جوانتر اين موضوع را تأييد مي كند و درحاليكه آنها ممكن است قدري تلقين كنند اما آنها هم از هزينه هاي اين امر بر خودشان آگاه بودند.

خواهرها و برادرهاي جوانتر مصاحبه شده هزاران روش را شرح دادند كه در آن ناچاراً به اين مسئله در خانواده كشيده شده بودند. آنها بين والدين و خواهر يا برادر معتاد به موادمخدر ميانجي گري كردند.

اين برادران و خواهران كوچكتر احساس مي كردند كه مشكل موادمخدر انتظارات آنها را از يك رابطه ي خوب با خواهر و برادرهاي بزرگترشان را كم ارزش مي كند. خواهران و برادراني كه تمايل آنها به موادمخدر، آنها را بي علاقه، خودمحور و غيرقابل اعتماد ساخته است. مسئله ي موادمخدر خواهربرادرهاي بزرگتر ويرانگر رابطه ي آنها مي باشند. آنها هم چنين نگران سلامتي و تندرستي خواهران و برادران معتاد به موادمخدر خود هستند زيرا مي دانند كه آنها در برابر مصرف بيش از حد، عفونت و ويروس، بي خانماني و شرارت هايي كه در پي مصرف موادمخدر مي آيند آسيب پذير مي باشند.

 

خواهران و برادران جوانتر در معرض موادمخدر

تحقيق ديگري در اين رابطه از اين احتمال سخن گفته است كه ممكن است بيش از يكي از خواهربرادرها به مصرف موادمخدر بپردازند. خواهران و برادران كوچكتر روزمره ناچار در معرض موادمخدر هستنند. با اين حال، عليرغم مراتب بالاي در معرض موادمخدر بودن و راه اندازي موادمخدر در طي يك نمونه، دلايل اينكه چرا يكي از فرزندان به مصرف موادمخدر مي پردازند اما ديگري خير-حتي با وجود زندگي در يك مكان- از تعيين ساده گريز مي زند. كيفيت محيط خانواده و روابط بين برادران و خواهران عوامل بانفوذ همراه با محيط همتا هستند.

روزانه در معرض موادمخدر بودن از نزديكي خانواده سخن مي گويد. شكي نيست كه بسياري از خواهران و برداران كوچكتر اسباب مصرف مواد مخدر را ديده اند و شاهد مصرف آن نيز بوده اند. بسياري از آنها به خواهر يا برادر معتاد به مواد مخدر خود نگاه مي كنند و آنها را نمونه براي خود قرار مي دهند. وقتي اين خواهر و برادرهاي بزرگتر به مصرف موادمخدر ادامه مي دهند بعضي از خواهر و برادرهاي كوچكتر اين رفتارها را اغلب از سر كنجكاوي الگو قرار مي دهند.

لزوماً فرزندان بزرگتر نيستند كه اول به مواد مخدر روي مي آورند. اين اتفاق مي تواند ابتدا براي فرزندان كوچكترهم بيفتد. با اين حال هميشه در معرض مواد مخدر بودن براي برخي از فرزندان، مصرف آن به آنها ياري مي دهد و از طريق نزديكي به آن تجربه ي آن را ممكن مي سازد.

برخي از فرزندان كوچكتر عمداً از سوي خواهر و برادران بزرگتر خود در معرض موادمخدر قرار مي گيرند و بسياري از آنها معمولاً از اين كار امتناع مي ورزند. با اين حال در موارد معدودي فرزندان بزرگتر مانع از اين كار مي شوند به عنوان ابزاري براي فرونشاندن كنجكاوي يا منصرف كردن از تجربه ي مصرف مواد مخدر. فرزندان كوچكتر معمولاً از اين نقش تعليمي اظهار تنفر مي كنند.

 فرزنداني كه جاپاي خواهربرادران بزرگترشان نمي گذارند به ظاهر و رفتارهاي ضعيف خواهربرادرانشان و تأثير ويرانگر موادمخدر بر زندگي خانوادگيشان رجوع مي كنند. آنها خواهر و برادرهايشان را افرادي عصبي و ناراحت مي بينند كه بر اثر مصرف موادمخدر ويران شده اند. براي اين افراد جوان، در معرض اثرات موادمخدر بودن يك بازدارنده در برابر تجربه ي اين امر است. البته هنوزهيچ تضميني وجود ندارد مبني براينكه اين امر دوام بياورد.

 

گروههاي حمايت از خانواده

والديني كه به سازمان حمايتي دست پيدا كرده اند، معمولاً يك گروه حمايت خانواده در اين مسئله ارزشمند واقع مي شود. والدين ديگر خانواده هاي در اين شرايط را ملاقات مي كنند و در نتيجه مي بينند كه مانند آنها هم زياد وجود دارد. برخي از گروهها قادرند كه به خانواده ها مهلت بيشتري در اين راستا بدهند. با اين حال حمايت خانواده اغلب بعد از سالها سپري كردن با مشكل موادمخدر در دسترس خانواده قرار گرفته است.

 

نتيجه

اثر مصرف موادمخدر بر خانواده ها كانون توجه يك خط مشي خاص نبوده است. مشكل موادمخدر در مورد يكي از عضاي نزديك خانواده اضطراب، ناراحتي و تنش مستمري را به وجود مي آورد كه عميقاً بر سلامتي و تندرستي واحد خانواده و تك تك اعضاي آن تأثير مي گذارد.هم چنين داشتن خواهر يا برادر معتاد به موادمخدر شرايطي را به وجود مي آورد كه در آن برادران و خواهران كوچكتر در خطر بالاي در معرض قرار گرفتن و دچار شدن به مواد مخدر قرار مي گيرند. هر دوي اين ابعاد تأثيرات ناشي از مصرف موادمخدر يكي از اعضاي خانواده بر اهميت شناخت فشارها و سختي هاي متعدد بر خانواده ها و نياز به  همكاري در كاهش اين فشارها تأكيد دارد. با وجود اين پيوند يك راه حل درمورد مسئله اي به پيچيدگي روشي است كه در آن يك خانواده به مسئله ي مصرف موادمخدر واكنش نشان مي دهد و به پذيرفتن قليلي لز ادراك ما نياز دارد. روش هايي كه در آن خدمات ممكن است با خانواده ها هماهنگ شوندد و دسترسي و تأثير آنها كميت هاي بسيار ناشناخته هستند.

نقش بزرگتر براي گروههاي حمايت از خانواده ممكن است بيشتر موردملاحظه قرار بگيرد با اينكه توصيه ميي شود در اولين مرحله اصلاً بايد به اين امر پرداخته شود. در چنين گروههايي هم چنين ممكن است ملاحظه شود كه در مورد اين مشكل در ميان اعضاي خانواده تمركزبر مادران بيشتر است. تلاش براي جذب خانواده ها براي حمايت در مراحل اوليه ي رويارويي با اين مشكل- به ويژه در مرحله ي كشف اين مشكل- مي تواند هم خانواده را آگاهي دهد و هم اضطراب ها را كاهش دهد و اينكه به خانواده ياري مي دهد كه به فرزند معتاد به موادمخدرشان كمك كنند پيش از اينكه مصرف موادمخدر در آن فرزند بيشتر شود و وي به آن اصرار بيشتري داشته باشد.

اگرچه فرزندان كوچكتر تأثير منفي از تجربه ي داشتن برادر يا خواهر معتاد به موادمخدر داشته اند اما با اين مسئله به عنوان مشكلي كه مستقيم با آنها در ارتباط است نگاه نمي كنند. اين امر جدايي از خانواده را براي خواهر و برادران ديگر مشكل مي سازد. بنابراين امر بازپروي براي كل خانواده ممكن است براي كمك به فرزندان ديگر كارسازتر باشد.

در اين تحقيق، برادران و خواهران فرد معتاد به موادمخدر در خطر بالايي به مبتلا شدن به اين مشكل بودند. شرايطي كه در آن فرزندان كوچكتر از سوي فرزند بزرگتر معتاد به مواد مخدر كه درواقع فردي مورد اعتماد براي خواهران و برادران خود محسوب مي شود تشويق به امتحان مواد مخدر مي شدند – و اغلب در همان محيط خانه- در خطر بالايي براي مصرف اوليه ي موادمخدر قرار داشتند.

اين مطالعه بر برخي از مشكلاتي كه خانواده هاي متأثر از مواد مخدر با آن روبرو هستند تأكيد داشته است. شدت و  استمرار اثرات اين امر بر خانواده همراه با تمايل خانواده ها به تمركز بر فرزند معتاد خود به جاي در نظر گرفتن اثرات منفي بر خودشان، بيشتر خانواده را درگير اين اثرات كردند. پس لازم است كه به اين چالش هم با شفقت و هم ابتكار واكنش نشان دهيم.

 

Drugs in the family: the impact on parents and siblings

Background

Problem drug use has a profound impact on all family members. Mothers and fathers,

brothers and sisters are caught in the maelstrom that drug problems almost inevitably

create. Furthermore, when drugs come into a family, there is the danger that siblings

might become involved in problem drug use, thus adding to family problems. This

study considered the difficulties confronted by families in trying to respond to and

cope with the changes that drug problems had brought about in sons and daughters,

brothers and sisters.

The research took place in Greater Glasgow and involved 65 qualitative research

interviews with problem drug users, parents and younger brothers and sisters. Where

possible, these were members of the same family. Additionally, 10 interviews were

carried out with practitioners whose area of work was directly or indirectly concerned

with problem drug users and their families.

Discovering a family member’s drug problem

Families were almost universally thrown into shocked disarray by the discovery that

one (or more) of the children had developed a problem with drugs. For most, if not

all, families it was an event of such deep significance that it completely and forever

changed the family and its sense of itself.

Commonly, the family response upon discovery was utter confusion and panic, often

in a context of profound naïveté about drugs, their effects and consequences. A

characteristic of all the families interviewed was the impulse to contain the problem

within the family and resolve it without recourse to external agencies. At most,

parents would consult with their GP for help and advice. The often-felt shame of

having a child with a drug problem further cemented the impulse to contain the

problem. At this stage, the family focus was the child with the drug problem, not the

impact it had on the family.

The impact of problem drug use on the family

The problematic use of drugs by a family member had many significant and enduring

impacts on family dynamics and functioning. Families routinely reported great stress,

conflict and anxiety as a consequence of trying to protect the family member from the

dangers and harms associated with drugs, and to limit the damage arising from their

behavior towards the rest of the family. Parents and their children reported bitter and

often destructive disagreement over how best to respond to the child with the drug

problem. The ongoing push and pull between whether to help, to what extent and in

what ways created a great deal of stress among family members. All the elements of

family trauma are illustrated in this father’s depiction of family life once two of his

sons developed drug problems:

The tendency for the family member’s drug problem to take centre stage drained

parental time and energy, resulting in an imbalance in the attention and resources

available for their other children. The interviews with younger brothers and sisters

confirmed this. And while they might empathize, they were also aware of the costs to

themselves.

The younger brothers and sisters interviewed described the myriad ways in which

they were inevitably drawn into the family problem. They mediated between parents

and the drug-using sibling, and were often enlisted to prevent theft from the house.

These younger brothers and sisters felt that the drug problem devalued their

expectations of a good relationship with their older sibling, whose preoccupation with

drugs made them uninterested, self-centered, argumentative and unreliable. The older

sibling’s drug problem was corrosive of a relationship they valued. They also worried

about their sibling’s health and well-being, knowing them to be vulnerable to

overdose, infection, homelessness and drug-related violence.

The impact on younger siblings of exposure to drugs

The increased likelihood reported by other research that more than one sibling will

develop drug problems was borne out in this study. Younger brothers and sisters were

both routinely and deliberately exposed to drugs. However, despite the high levels of

exposure and drug initiation across the sample, the reasons why one sibling developed

a drug problem but not another – even in the same family – evaded simple

determination. The quality of the family environment and relationships between

brothers and sisters were influential factors, along with the peer environment.

Routine exposure to drugs came about through close familial proximity.

Unsurprisingly, many younger brothers and sisters had seen drug paraphernalia and

witnessed drug use. Many saw their older sibling as someone to look up to and

provide an example for them. When these older siblings went on to use drugs

problematically, some younger brothers and sisters modeled these behaviors, often out

of a sense of curiosity.

It was not necessarily the older sibling who actually initiated the drug use – this could

happen with the younger children’s peers. However, being consistently exposed to

drugs and drug-taking demystified drug use for some brothers and sisters, taught its

use, and through proximity made casual experimentation possible.

Some younger brothers and sisters were deliberately exposed to drugs by their older

siblings, most usually to advocate use. However, in a small number of cases, the older

sibling’s avowed intention was preventive, as a means of quelling curiosity or to

dissuade drug experimentation. Younger brothers and sisters generally resented this

didactic role, given that these were lessons which their drug-using older sibling

seemed unwilling or unable to learn.

Those brothers and sisters who did not follow in their older sibling’s footsteps

referred to their sibling’s poor appearance and behaviors and the devastating impact

of drugs on their family life as compelling reasons for not taking drugs. They saw

their siblings as sad, angry people who were being destroyed by drugs. For these

young people, exposure to the effects of drugs was a deterrent to experimentation. Yet

there was no guarantee that this would endure. Some of the older siblings who had

developed problems with drugs had themselves once been similarly anti-drugs. Even

first-hand experience of problem drug use might not prevent subsequent drug

involvement.

Family support groups

Those parents who had accessed a supportive infrastructure, usually a local

community family support group, found this to be valuable. The parents met others in

similar circumstances and felt less isolated as a result. Some groups were able to offer

families much needed respite through short stays away. However, family support had

often only been accessed after many years of living with the drug problem.

Conclusion

The impact of problem drug use on families has not been a policy focus. Yet the drug

problem of a close family member creates enduring stress, anxiety and conflict that

greatly affect the health and well-being of the family unit and its individual members.

Also, having a drug-using older sibling creates the conditions in which younger

brothers or sisters appear to be at increased risk of exposure to, and use of, drugs.

Both these dimensions of the effects of a family member’s problem with drugs

underline the importance of recognizing the enormous strains on families and the need

to assist in reducing those strains. However, grafting a solution onto something as

complex as the way in which a family responds to problem drug use requires

acceptance of the paucity of our current understanding. The ways in which services

might mesh with families, and their reach and efficacy, are largely unknown

quantities.

A greater role for family support groups might be considered, although it is

recommended that this would need to be scoped first. Family support groups can be

short-lived as they are often informally constituted and self-funded. The reach of such

groups might also need to be considered, as on the whole it is mothers rather than

other family members who are most in evidence. Efforts to attract families to support

at a much earlier stage – particularly at the point of discovery – could both inform the

family and alleviate stresses, as well as assisting the family to help their drug-using

child before their drug use becomes intractable.

Although younger siblings were negatively affected by the experience of having a

brother or sister with a drug problem, they tended not to construct the problem as

having much to do with them directly. This makes it difficult to engage siblings in

isolation from their families. The provision of therapeutic respite for the whole family

might therefore be better for reaching and helping siblings.

In this study, the brothers and sisters of a problem drug-using child were at increased

risk of similarly developing problems with drugs. Situations where siblings are

deliberately offered drugs by a brother or sister, who is a trusted familiar – and often

in the context of the home environment – have to be seen as posing a high risk of

encouraging drug initiation.

This study has highlighted some of the difficulties confronted by drug-affected

families. The severity and intractability of impacts on the family, coupled with the

tendency for families to focus on the drug-affected child rather than considering the

negative effects on themselves, make it difficult to reach and engage families

effectively. We need to respond to this challenge with both compassion and

imagination.

Written by: Mrina Barnard

Published by Joseph Rowntree Foundation

Resource: www.jrf.org.uk (ISBN 859353207)

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 8:45  توسط ابوالقاسم رياحي  | 

خشونت کودکان یکی از فعالیتهای عملی دانشجویان دانشگاه پیام نور است که در رشته علوم تربیتی مشغول تحصیل می باشد امید است مورد  استفاده علاقمندان محترم قرار گیرد - با تشکر ریاحی

مقدمه:

مقياس و محدود كامل از تمام اشكال خشونت ها در برابر كودكان هم اكنون قابل مشاهده

است و ضروري اينگونه رفتار امروزه از اهميت ويژه اي برخوردار است . اين كتاب نتايج،

مستندات و توصيه هايي را از مطالعه دبير كل ايالات متحده در مورد خشونت در برابر

كودكان ارائه مي دهد.

اين مطالعه يك مطالعه جهاني، قابل فهم از تمام اشكال خشونت در برابر كودكان است كه

براساس مدل هاي مطالعاتي در مورد تاثير برخوردهاي دست با كودكان مي باشد اين مطالعه

آماده و به انجمن كل در 1996 ارائه شده است كه در پي اين Grance Machel توسط

انجمن سازمانهاي سلامت 2002 و گزارش جهاني در مورد خشونت و سلامتي به مطالعات

ديگري پرداختند.

اين مطالعه همچنين از اولين مطالعات اتحاديه بين الملل است كه مستقيما و به طور مداوم به

مباحث در مورد بچه ها مي پردازد همچنين حقوق بچه ها را تحت نظر خود دارد اين اتحاديه

به حقوق بچه ها و حقوق والدين و سرپرست آنها در تمام جوانب نظارت دارد.

پيام مركزي از اين مطالعه اين است كه هيچ خشونتي در برابر بچه ها قابل توجيه نيست، تمام

خشونت ها در برابر بچه ها / كودكان قابل جلوگيري است. اين مطالعه در مورد تمامي مناطق

در مورد شاخص هاي خشن وسعت از حقوق بشر نيازهاي بچه ها، تصويب هاي اجتماعي و

صلاحيت هايي را ارائه مي دهد هدف اين مطالعه مشخص شدن تغييرات نهايي جهاني است .

يك هدف در توجيه و توضيح خشونت در برابر بچه ها است چه به عنوان شيوه متداول و يا

چه به عنوان انتظام مطرح م يگردد.

ممكن است هيچ توافقي در مورد خشونت در برابر كودكان بوجود نيايد. يك يگانگي ويژه

ممتازي در مورد بچه ها

ظرافت اوليه، تغيير پذير، وابستگي به بزرگسالان در رشد و پيشرفت آنها وجود دارد كه

نخستين بحث مي باشد و اينگونه موارد است كه از خشونت در برابر كودكان جلوگيري

مي كند. در دهه هاي اخير برخي از اشكال از خشونت در برابر كودكان، شامل استثمار

ع بدترين شكل ايجاد در دريچه ها و تاثير بر روي آنان با (FGM) جنسي، نقص حقوق زنان

برخوردهاي فيزيكيع باعث برانگيختي فرياد سازمان بين الملل مي شودع گرچه علاج قطعي و

سيرع در رابطه با اين مسائل بدست نيامده است. اما علاوه بر اين اشكال خشونت، بسياري از

بچه ها به صورت روزانه در معرض خشونت هاي فيزيكي، روحي رواني، جنسي در مدارس و

خانواده ها هستند. اين خشونت ها همچنين در محل كار نيز آنها را تهديد مي نمايد كه باعث

اختلالاتي در روابط آنها مي گردد تمام اين موارد نتايج ويران كننده اي براي سلامت انسانها

به بار مي آورد كه هم سلامت حال و هم آينده را به مخاطره مي اندازد.

ايجاد يك تفاوت واقعي توسعه و پيشرفت هاي عمق و مرتبط حاكي از اين است كه

پردازش و نتايج اين مطالعه به گونه اي زمان بندي شده است كه تفاوت واقع را در وضعيت و

زندگي بچه ها ايجاد نمايد.

3

اول اينكه تشخيص حقوق بشر و ضروريات آن در از بين بردن خشونت در برابر كودكان با

تشديد شده است . آخرين (CRC) پذيرش و تصديق و تصويب انجمن و حقوق كودكان

مورد بر وضعيت كودكان به عنوان افرادي كه داراي حقوقي هستند، تاكيد دارد.

56 از دبيركل / در 2001 ، طي پيشنهاد كميته حقوق كودكان، انجمن كل در نتايج خود 138

راهنمايي هاي را در يك مطالعه ژرف در مورد خشونت در برابر كودكان درخواست نموده

است همچنين توصيه هايي را براي عملكردي مناسب ارائه دهند.

اين مطالعه تعاريفي در مورد بچه ها ارائه داده است كه در ماده 1 از اصول حقوق كودكان

آمده است:

تمام افرادي پائين 18 سال تحت قوانين مربوط به كودكان قرار مي گيرد تعريف خش ونت در

بدين گونه است تمام اشكال خشونت هاي شامل خشونت هاي ذهني و CRC ماده 19 در

فيزيكي، صدمات و سوءاستفاده ها، بدرفتاري كردن استثمار و سوءاس تفاده جنسي مي باشد .

اين ماده همچنين بر روي تعاريف در گزارش جهاني بر روي سلامت و خشونت حاكم است

و خشونت در اين باب شامل نيروي فيزيكي تهديدات، ضررهاي واقعي به سلامت كودكان،

بقاء، ارتقاء و پيشرفت و يا جاه و مقام م يباشد.

اين كتاب با هدف تكميل اين گزارش انجام گرفته است كه در اين كتاب براي دوستي با

بچه ها را معرفي م ينمايد و همچنين به بررسي 5 مورد از تطابق ها متفاوت در مورد خشونت

در برابر كودكان مي پردازد : خانواده ، مدارس، موسسات مراقبت و تسهيلات در مورد

توقيف و بازداشت و محل كار بچ هها و جامعه آنها مي باشد اين مطالب در مورد برخورد با

بچه ها اشاره اي ندارد. اين مطالب دستور راهنمايي از دبير كلي براي بچ ه ها و خشونت در

برابر آنها مي باشد. مطالعه در ژانويه توسط سه هيئت و انجمن سازمان بين المللي مورد

موسسه HCHR حمايت قرار گرفته است كه شامل سازمان ملل در مورد حقوق بشر

و همچنين توسط (WHO) سازمان سلامت جهاني ، (UNICE) بين المللي خيريه كودكان

هيئت انتشارات متخصصان ارائه گرديد.

آشكار كردندن كه اغلب بچه ها در تمام CRC اين مطالعه با وجود پذيرفتن هيئت ها در

حالات انتظار احترام از جانب انسانهاي ديگر را دارند و همواره در طلب مقام و بزرگي

هستند و تمام تلاش خود را براي جلوگيري از خشونت در برابر آنها را به كار م يبرند.

دوم اينكه، بچه ها خود در مورد موضوعاتي سخن مي گويند كه به گونه اي آغاز مي نمايند

كه از جانب مخالفان جدي گرفته شوند . كودكان در نه مذاكره منطقه اي مورد تست و

بررسي قرار گرفته اند كه اين برررسي در مورد خشونت هاي روزانه اي است كه آنها تجربه

مي نمايند اين خشونت ها در خانه ، محل كار، مدرسه، موسسه، و ارتباطتشان مي باشد .

خشونت در برابر كودكان در هر منطقه وجود دارد كه با توجه به فرهنگ، طبق، تحصيلات،

درآمد، اخلاق و سن متفاوت خواهد بود. در طي اين مطالعه بچه ها / كودكان به طور مداوم

نيازهاي ضروري خود را بيان مي نمايد تا از تمام خشونت جلوگيري به عمل آورند سخنان

بچه ها حاكي از خشونت هايي است كه به آنان اعمال شده است اين خشونت ها تنها فيزيكي

نيست بلكه روحي و رواني است اين خشون تها اغلب از جانب بزرگسالان مي باشد.

دولت ها اين ضرورت را بايد قبول نمايند گرچه اين يك ضرورت جديدي نبوده است

قرن هاست كه بچه ها / كودكان از خشونت صدها بزرگسال رنجر مي برند اما اكنون مقياس ها

در مورد تاثير خشونت در برابر كودكان قابل مشاهده است آنها نم ي توانند منتظر

ممانعت هاي موثر طولاني مدت شوند.

سوم اينكه، تشخيص تاثير خشونت بر سلامت فيزيك و ذهن در طي زندگي ضروريتهاي

زيادي را در برابر جلوگيري از اين خشونت ارائه مي دهند تا 1960 موارد تصديقي بارزي

وجود نداشته است. حتي در ميان خشونت در افراد حرفه اي تا حد مرگ، تجاوز، صدمه،

برخوردمدني وجود دارد. اين مسائل و مشكلات در مورد خشونت در برابر كودكان در

مدارس و ديگر محيط ها تنها نمايي از مشكل خشونتي در دهه هاي اخير مي باشد.

به طور بارز، توسعه تحقيقاتي در زمينه علوم اجتماعي، رفتاري، اعصاب و روان درك عميق

و ژرفي را از تجارت كودكي در رشد مغز و رابطه آن با سلامتي مغز نشان داده است اين

تحقيقات به طور آشكارا اهميت قيد و بند مثبت كودكان نسبت به والدين را نشان مي دهد

كه رابطه محافظتي را اثبات مي كند كه اين رابطه در صورت وجود استرس وجود نخواهد

داشت. كه همين استرس شكل ديگري از خشونت محسوب مي گردد كه اعصاب و سيستم

ايمني را بر هم مي زند . و منجر به مسائل و مشكلات سلامت روح و روان و فيزيك به

كودكان و آسي بهاي ديگر مي گردد.

بنابراين، فرصت و موقعيت براي جلوگيري خشونت در برابر كودكان خود مشكل بزرگي

است كه فشار قابل توجهي به اقتصاد اجتماع در جهان وارد م ينمايد.

بيشتر اينكه، افزايش تشخيص ها حاكي از اين است كه جلوگيري از خشونت در برابر

كودكان نياز به همكاري در ميان بسياري از همدستان دارد . تحت اين تاثير، جلوگيري و

پاسخگويي مثبت در برابر خشونت كودكان وظيفه هر شخصي محسوب مي گردد . اين

مطالعه حاصل سودمندي هايي ميان نمايندگان بين المللي خطاب به حقوق بشر، حفاظت

كودكان، سلامت علمي مي باشد كه خود حدود گسترده اي را بر روي اين زمينه ها بازكرده

و به بحث مي پردازد.

مدت طولاني نيست كه محققان حرفه اي مختلفي از عهده مشكلات برآمده اند البته اين

محققان به طور جداگانه به عمل م ي پ ردازد سلامت عمومي، عدالت قضايي، خدمات

اجتماعي، تحصيل، حقوق بشر، سازمانهاي حقوق بشر، كسب و كار در رسانه ها مي توانند

شيوه هاي موثر و مناسبي در مورد دستيابي به اين هدف بيابند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن ۱۳۸۸ساعت 8:32  توسط ابوالقاسم رياحي  |